دل نوشته های مامانی
سلام به همه ی دوستهای خوبم و سلام به فرشته کوچولوی نازم که تو این چند وقت حسابی اذیتم کردی چند هفته ای هست که حالم خیلی خیلی بده همش حالت تهوع دارم ٤ روز هم تو بیمارستان بستری بودم اونجا که بودم با سرم و آمپول حالم بهتر بود اما وقتی مرخص شدم و اومدم خونه دوباره روز از نو روزی از نو گاهی وقتها واقعا کلافه میشم دیشب نشستم گریه کردم اما بابایی دلداریم داد و گفت باید تحمل کنی منم آروم شدم مهم ترین چیز واس من و بابایی اینه که تو سالم باشی حال من اشکالی نداره بالاخره تموم میشه هنوز نمیدونم دخملی هستی یا پسلی واس من و بابایی اصلا اصلا فرقی نمیکنه فقط و فقط مهم اینه خدا تو رو سالم و صالح بهمون بده اما نمیدونم چرا حسم بهم...
نویسنده :
مامانی
10:12





